دانلودها

فایل انگیزشی شماره 5

کلیپ انگیزشی شماره 5

دوست مهربونم
میدونم که ته قلبُ ذهنت خدا رو قبول داری، ولی هنوز چنتا سوال بیجواب برات باقی مونده
میدونم که دلت یکم گرفتس

ولی با این حال  هنوزم دعا میکنی،
اما وقتی دستاتو بالا میبری، ته دلت یه صدا میگه: “
مگه اینا اثر داره؟
مگه کسی گوش میده؟”
اصلا مگه من مهمم؟
مگه خدا صدامو میشنوه؟

شاید بارها و بارها تلاش کردی
دعا کردی
امید بستی
ولی بازم نشد
به خودت قول دادی این بار فرق میکنه، ولی بازم نشد.

به خدا امید بستی، ولی بازم درِ رحمت،
اونجور که میخواستی باز نشد.

و حالا… کم کم داری باور میکنی که شاید برای همیشه گم شدی.
و دیگه فرصتی برای برگشتن . و بهتر شدن اوضاع نیست
و  احساس  میکنی که  داری آخرین قطره‌های ایمانی که داریُ  از دست میدی.
___

به خدا قسم، حتی اگه فکر میکنی دیگه هیچی از ایمانت نمونده،
اونقدری هست که حتی یه ذرش، دنیات رو عوض کنه.

اینجا امروز این لحظه، دقیقاً همون  نقطه عطف زندگیته، میخوام بمونی و  چند لحظه بهم گوش بدی.

نه برای اینکه بهت دلداری بدم.

برای اینکه یه چیزایی رو دوباره به یادت بیارم

میخوام  یکم زبان خداوند رو موشکافی کنیم
میخوام یه بار دیگه حرف های خدارو مرور کنیم
حرف هایی که خدا قبل از به دنیا اومدن ما تو گوش ما زمزمه کرده اما ما فراموششون کردیم.

آماده ایی؟

حرف اول

خدا  گفته من هواتو دارم
گفته محبت تورو در دلها قرار میدم تا دوست داشته باشن
تا مراقبت باشن
تا کارهاتو برات انجام بدن

خب دوست من آیا ازین فرشته ها ، که  بی قید و شرط دوستت داشته باشن تو زندگیت بوده و هست؟
پدر، مادر، دوست، همسر؟
اگه هست یعنی خدا به وعده اش عمل کرده پس نا امید نباش

حرف دوم

. «و کدامین نعمت پروردگارتان را انکار میکنید؟»

خوب به خودت و اطراف دقت کن

هنوز نفس میکشی.
هنوز خورشید برات طلوع میکنه.
هنوز میتونی اشک بریزی.
هنوز میتونی دوست داشته باشی.
هنوز میتونی انتخاب کنی.
هنوز میتونی بایستی
و هنوز زنده ایی
اینا چیزای کوچکی نیستن.
این‌ها همون طناب‌هایی هستن که خدا به سمتت انداخته، تا خودت رو باهاش نجات بدی.

تو هنوز غرق نشدی. فقط یه کم دورتر از ساحل شنا کردی.
ازت میخوام به این طناب ها چنگ بزنی تا هنوز فرصت هست


حرف سوم

۲. «کیست راستگوتر از خداوند نسبت به وعده‌اش؟»

شاید الان، با خودت بگی:
“اما من دعا کردم، نشد.
تلاش کردم نشد
شریف و درستکار بودم نشد
از خدا و نعمت هاش دم زدم نشد
خواندم ولی اجابت نشد
” شاید بگی خدا وعده داد، ولی به من نه،
برای من هیچ نشد

رفیق،
همون خدایی که بهت گفته “اگه منو بخونی جوابت میدم
همون خدایی که بهت گفته حواسم بهت هست “،
همون خدایی که بهت گفته “اگه شکر کنی بیشترش میکنم

همون بوده که وقتی هیچ کس نبوده اون حضور داشت ،
دستت رو گرفت،
آبروت رو حفظ کرد
راه فرار رو نشونت داد
و نزاشت بی حرمت بشی
اون نجاتت داد حتی وقتی خودت در حال نابودی خودت بودی.

حرف چهارم

اون خدا گفته “با هر سختی آسونیه”.
حالا نگاه کن به زندگیت.
مگر نه اینکه هر سختی که اومده، یه روزی تموم شده؟
مگر نه اینکه هر شب  سخت و سرد وتاریکی، صبحی داشته؟
مگر نه اینکه هر بار فکر کردی دیگه نمیتونی، یه جوری ازش رد شدی؟

وعده‌ی خدا دروغ نیست. فقط زمانش با ساعت بی‌صبریِ تو فرق داره.

وعده خدارو باور کن و صبر کن

حرف پنجم

«نترس و نگران نباش،  که ما تو را نجات خواهیم داد»

خدا این رو به موسی گفت وقتی دریا رو ب رو ،
و دشمن پشت سرش بود.

به یوسف در چاه  هم گفت که  “نجاتت میدم”.
به مریم خسته و مریض هم، گفت “نترس، من با توام
.

خدا ، میدونه الان تو چه چاهی افتادی.
میدونه چه دریاهایی پیش روت هست.
میدونه چه وضیعیتی به دست خودت رقم زدی
میدونه چقدر ترسیدی
میدونه چقدر نگرانی
اما بهت قول داده که نجاتت بده.

و  مطمعن باش  به قولش عمل میکنه
همون طور که تا حالا عمل کرده
حرف ششم

اون گفته من به قلب های شما آگاهم

اشکالی نداره که دیگه حرفی برای گفتن نداری.
اشکالی نداره که دیگه دعا کردنات صرفاً عادت شده.
اشکالی نداره که دلت گرفته و  دیگه  حتی حوصله ی این حرف هارو  هم نداری

تو همین روزاتم خدا به اعماق قلب تو آگاهه
او میدونه که در سکوت شب، چه طوفانی داری.

میدونه که چه آرزوهای محقق نشده ایی داری

حتی وقتی دیگه دعا نمیکنی
حتی وقتی از رحمت  اون نا امید شدی
حتی وقتی کلمات رو گم کرده باشی،
باز هم خدا در تو حضور داره

و باز هم  صدای سکوت قلبت رو میشنوه.

اون هیچ وقت از تو جدا نبوده

اینکه هنوز قلبت میتپه یعنی هنوز خدا اونجا حضور داره

حرف هفتم

خداوند سالهایی که ملخ‌ها خوردند را جبران میکند»

میدونی این آیه یعنی چی؟

یعنی خدا میدونه که چه سال‌هایی از عمرت رو آفت‌ها بلعیدن.
سال‌هایی که تلاش کردی و هیچ شد

سال‌هایی که عشق ورزیدی و خیانت دیدی.

سال‌هایی که صادقانه تلاش کردی ولی  بی پاداش موندی

سال‌هایی که پول جمع کردی و ورشکست شدی.
سالهایی که صادق بودی ولی بی معرفتی دیدی

خدا میگه: ” همه‌ی اون سال‌های افت زده رو برمیگردونم.”

نه با پشیمانی، نه با حسرت.

با جبران. با عوضی بهتر از اونچه که رفته.

پس طاقت بیار و نذار ناامیدی، سال‌های باقیمونده‌ات رو هم تباه کنه

تو در حال ورود به فصل جبرانی.

خدا وعده جبران داده و کیست راستگو تر از خداوند نسبت به وعده اش

و کلام آخر

. «خدایا، تنها تو را می‌پرستیم و تنها از تو یاری می‌جوییم»

این، نقطه‌ی پایانِ تمام سرگردونی‌هاست.
ازت میخوام ازین به بعد

نگاهت فقط به آسمون باشه
به فضل بی نهایت خدا،

به اندازه کافی به همه به غیر از خدا امید بستی و دیدی ثمره اش رو

این بار با خودت عهد ببند که توکل  فقط به خدا
به تنها فرمان روای جهان

نه از روی ترس، نه از روی عادت،
از روی آگاهی.
از روی این که میدونی غیر از اون، هیچکس نمیتونه این قلب شکسته رو ترمیم کنه.

و این بزرگ‌ترین اعترافِ قدرته؛

که بگی: ” خدا من تسلیم توام
بگی خدایا من به هر خیری ،از سمت تو سخت محتاجم
بگی خدایا پروردگارا بارالله ها
، تنها تویی و به جز تو  هیچ کسی نیست.

ازت میخوام با تمام وجودت بگی و بعد دست خدارو روی شونه هات حس کنی

رفیق،
تو گم نشدی فقط ایمانت رو گم کردی

تو گم نشدی، فقط یه کم راه رو اشتباه رفتی.
تو گم نشدی فقط یکم خسته ایی
و خدا، همیشه منتظر برگشتنِ مسافرهای خسته‌ست.

برگرد.

دیدگاهتان را بنویسید